تبلیغات
ظهور12 - دجال - فریبنده ی خوب رو












.: سلام به شما بازدیدکننده عزیز :.

.: :.

.: شما وارد وبلاگ ظهور12 شده اید و که به تازگی به وبسایت ظهور 12 به آدرس www.zohur12.com تبدیل شده.مطالب جدید در آن وبسایت و مطالب قدیمی تر در این وبلاگ است.برای مشاهده وبسایت ما روی لینک زیر کلیک کنید.:.


بسمه تعالی

پست الكترونیك|



امروز :
ظهور12
یک بار برای همیشه
اگر تمایل دارید کلیک کنید

اگر تمایل دارید کلیک کنید تا شرایط و فرم عضویت برایتان نمایان شود


بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 16 تیر 1389
دجال را با سیمایى عجیب مجسم‏كرده‏اند. صورتى آبله رو كه یك‏چشم او كور شده - چشم راست - وچشم دیگرش در وسط پیشانى ،مانند ستاره صبح درخشان است.این بیت مولانا جلال‏الدین بلخى‏به‏یك چشم بودن دجال گواهى دارد :   .........



                                               

منبع:سایت موعود(mouood.org)


 .................................

محمود جعفر كلهر

در فرهنگ جدید عربى - فارسى‏منجدالطلاب و فرهنگ لاروس معانى‏لغت دجال چنین آمده است: «آب طلا، گروه بزرگ انبوه ، دروغگو ، فریبنده‏لقب مسیح كذاب كه در آخرالزمان‏ظهور كند.»

مرحوم علامه على‏اكبر دهخدااین لغت را در لغتنامه خود، هم باتشدید «جیم » و هم بدون تشدید«جیم‏» ضبط نموده است.

مهدى پرتوى آملى درباره این‏لغت مى‏نویسد: «دجال صیغه مبالغه‏از لغت دجل و به معنى خدعه ،نیرنگ ، حیله و باطل است.»

شادروان دكتر محمد خزائلى‏تعبیرى زیبا و ظریف از لغت دجال‏كرده است: «دجال كلمه‏اى مركب‏است و الف و لام آن همان الف ولامى است كه در نامهاى دانیال وخرقیال هم وجود دارد و به معنى‏«خدا» ست. جزء اول آن هر چه باشدبه معنى «ضد» و «دشمن‏» است ودور نیست كه با «دژ»، «دشمن‏» و«دشوار» همریشه باشد. (1)

بنابراین‏تعبیر، دجال یعنى : ضدخدا، دشمن‏خدا.

  • شكل ظاهرى «دجال‏»
دجال را با سیمایى عجیب مجسم‏كرده‏اند. صورتى آبله رو كه یك‏چشم او كور شده - چشم راست - وچشم دیگرش در وسط پیشانى ،مانند ستاره صبح درخشان است.این بیت مولانا جلال‏الدین بلخى‏به‏یك چشم بودن دجال گواهى دارد :
او به سر، دجال یك چشم لعین اى خدا فریادرس نعم‏المعین

  • نام اصلى، كنیه، محل اقامت و محل ظهور دجال
نام اصلى دجال، «صائد بن صید»و كنیه‏اش «ابویوسف‏» است. ازمادرى یهودى به نام «میمونه‏» به‏دنیا آمده و در جزیره‏اى به یك‏صخره بسته شده است. چون سال‏از چهارصد هجرت بگذرد، بایدمنتظر بود تا ظاهر شود و این ازعلامات آخرالزمان است.

خراسان و كوفه از نقاطى هستندكه به عنوان محل خروج و ظهوردجال ذكر شده‏اند. خاقانى شاعرنامى قرن ششم
هجرى قمرى محل‏ظهور دجال را چنین ذكر مى‏كند:
نه عیسى راست از یاران كمینه سوزنى دربر؟ نه سوزن شبه دجال است‏یك چشم و صفاهانى (2)

  • كیفیت‏خروج دجال
كیفیت‏خروج دجال به این ترتیب‏است كه سه سال قبل از خروجش دردنیا قحط و خشكسالى مى‏شود. به‏این صورت كه سال اول، ثلث‏باران وسال دوم دو ثلث‏باران معمولى‏نمى‏بارد و سال سوم حتى یك قطره‏باران از آسمان به زمین نمى‏بارد ویك برگ سبز از زمین روییده‏نمى‏شود. در این موقع كه گرسنگى وتشنگى بر عالمیان سایه افكنده‏است، دجال خروج مى‏كند. هنگامه‏عجیبى بر پا مى‏شود و دجال به كمك‏پیروانش بر تمام شهرها مسلطمى‏شود و «بیت‏المقدس‏» را كه‏ساكنانش حاضربه‏تسلیم‏نمى‏شوند،محاصره مى‏كند. در چنین زمانى به‏هنگام نماز صبح و یا عصر، حضرت‏مهدى صاحب‏الزمان علیه السلام ظهورمى‏كند و با جماعت محصورین به‏نماز مى‏ایستد. حضرت عیسى بن‏مریم علیه السلام نیز از آسمان فرود مى‏آیدو به صاحب‏الامرعلیه السلام اقتدا مى‏كند.آنگاه حضرت صاحب‏الزمان علیه السلام ازحصار خارج شده، دجال و پیروانش‏را از میان برمى‏دارد.

  • دجال در اعتقادات مسیحیت
مسیحیان دجال را «مسیح كذاب‏و دروغین‏» مى‏دانند كه دشمن وضدمسیح (3) است. قاموس كتاب‏مقدس (صفحه 460) دجال را اسم‏عام و دجال و دجالان را كسانى‏مى‏داند كه تجسم مسیح را تكذیب‏مى‏كنند. در همین كتاب آمده است كه‏كلمه دجال در جایى دیگر جز دررساله «یوحنا» یافت نمى‏شود ومقصود از دجال كسى است كه بامسیح مقاومت و ضدیت مى‏نماید ومدعى آن باشد كه خود او در جاى‏مسیح است و در رساله اول یوحنا، مى‏گوید: «و هر روحى كه عیساى‏مجسم شده را انكار كند از خدانیست. این است روح دجال، كه‏شنیده‏اید، مى‏آید و الان هم در جهان‏است‏» و نیز مى‏گوید: «دروغگوكیست؟ جز آنكه مسیح بودن عیسى‏را انكار كند و آن دجال است.»

  • نشانى‏هاى دقیق دجال ازكلام امیرمؤمنان على علیه السلام
«اسبغ بن نباته‏» از امیرالمؤمنین‏علیه السلام پرسید: «یا امیرالمؤمنین دجال‏كیست؟ فرمودند كه: آگاه باشید، دجال «صائدبن‏صید» است و شقى كسى است كه او را تصدیق كند و سعید كسى است كه او را تكذیب كند...و از دهى كه معروف به یهودیه‏است ، خروج مى‏كند. چشم راستش‏از اصل خلقت ندارد به طورى كه‏گودى حدقه‏اش نیست و دیگرى كه‏در پیشانیش است، مانند ستاره‏صبح مى‏درخشد و در چشمش مانندپارچه گوشت چیزى است گویا كه باخون ممزوج است و در میان‏چشمش لفظ «كافر» نوشته شده به‏طورى كه همه كس آن را مى‏خواند خواه نویسنده باشد و خواه نه . به‏دریاها داخل مى‏شود و آفتاب با وى‏سیر مى‏كند و در پیش رویش كوهى‏است از دود و در پشت‏سرش كوه‏سفیدى است كه خلایق چنین‏مى‏دانند كه آن طعام است و در ایام‏قحط شدیدى خروج مى‏كند وبه‏درازگوش سبز یا خاكسترى رنگ‏سوار شود و زمین در زیر پایش‏پیچیده مى‏گردد و به هیچ آب‏نمى‏گذرد مگر اینكه خشكیده‏مى‏شود به طورى كه جایش تا روزقیامت‏خشك مى‏ماند وبه آواز بلندندا مى‏كند، به نوعى كه همه جن وانس و شیاطین ، كه در ما بین مشرق‏و مغرب‏اند صداى او را مى‏شنوند.چنین مى‏گوید:

«اى دوستان من! به زودى به‏سوى من آیید. منم آن كسى كه‏مخلوقات را خلق نمود و ایشان را درمحكم نمودن تركیبشان با هم‏مساوى گردانید و اندازه صورتها وهیاتهاى ایشان راتعیین نمود و منم‏آن پروردگار شما كه بر همه اشیاقادر است.»

و این دشمن خدا، اینها را دروغ‏مى‏گوید، زیرا كه او مردى است كه‏طعام مى‏خورد و در بازارها راه‏مى‏رود و پروردگار شما كور نیست‏و طعام نمى‏خورد و راه نمى‏رود و ازمكانى به مكان دیگر منتقل نمى‏شود.آگاه شوید بدرستى كه بسیارى ازتابعان او در آن روز اولاد زنا وصاحبان طیلسان سبز هستند و آن‏پارچه‏اى است مانند ردا كه بر سر ودوش انداخته مى‏شود.

خداوند عزوجل او را در شهر«شام‏» در بالاى تلى كه معروف است‏به تل «افیق‏» سه ساعت از روز«جمعه‏» گذشته به دست كسى كه‏مسیح بن مریم علیه السلام در پشت‏سرش‏نماز مى‏گزارد، به قتل مى‏رساند.آگاه شوید بدرستى كه بعد از این‏طامه كبرى واقع خواهد شد و آن‏خروج دابه (4)

از زمین است. بعد از آن‏امام على علیه السلام فرمودند كه : از من‏مپرسید كه بعد از خروج دابه چه‏واقع خواهد شد. درآن حال «ترال بن‏سبره‏» به صعصعه گفت كه:امیرالمؤمنین از این كلام اعجازنظام، چه چیز اراده نموده؟صعصعه گفت: یابن سبره! كسى كه‏عیسى‏بن‏مریم علیه السلام در پشت‏سرش‏نماز مى‏گزارد ، امام دوازدهم‏است!» (5)

  • سیماى دجال در ادب فارسى
از راه احادیث اسلامى، دجال به‏صورت شخصى مقابل و ضدعیسى بن مریم (6) ، در ادبیات فارسى‏مجسم شده است. قدیمى‏ترین دیوان‏شعر كه در آن كلمه دجال و مفاهیم‏مرتبط با او در آن دیده مى‏شود«دیوان حكیم ناصرخسرو قبادیانى‏»است (تولد 394 ق وفات 481 ق)حكیم ناصرخسرو 7 بار كلمه دجال‏را در دیوان اشعار خود آورده و دردو مورد «جهان‏» را به «دجال‏» شبیه‏و مانند كرده است:

دجال چیست؟ عالم و، شب چشم كوراوست وین روز چشم روشن او كیست، بى‏ریب عالم دجال تست و تو به دروغش بسته‏اى و مانده‏اى و گشته یگانه

از دیگر شاعرانى كه مضامین‏زیبایى از كلمه دجال ساخته،«افضل‏الدین بدیل بن على خاقانى‏»شاعر قرن ششم هجرى است. دربین شاعران ، خاقانى بیشتر از همه ،این كلمه را در شعرخود آورده است.دجال 22 بار در شعر خاقانى دیده‏مى‏شود. در شعر برخى شاعران‏دیگر كمابیش این كلمه دیده مى‏شود.بعضى تركیبات و مضامین كه‏شاعران بااستفاده از كلمه دجال‏ساخته‏اند، چنین است:

- دجال بند، آن كه دجال را به بندمى‏كشد.
قلزم دجله عطا، مهدى دجال بند كسرى جمشید جام خسرو خورشیدفر
مجید بیلقانى
- دجال جفا، كنایه از دغل‏كار وستمگر
لب بگشا ، هیكل عیسى‏بخوان كز دم دجال جفا مرده‏اند
مولوى
- دجال چشم ، كنایه از یك چشم
چرا سوزن چنین‏دجال‏چشم‏است كه اندرجیب عیسى یافت ماوا
خاقانى
- دجال خلقت ، كنایه از بدنهاد
گر او هست دجال‏خلقت‏به‏رغمش تو را كم ز عیسى مریم ندارم
خاقانى
- دجال راى ، كنایه از بداندیش
چه مى‏خواهى از این دجال رایان چه مى‏جویى ازاین مهدى نمایان
عطار نیشابورى
- دجال شكل ، كنایه از فریبكار
كید این دجال شكلان‏آخراندرچه‏فتاد چون لواى مهدى آخرزمان آمد پدید
مجید بیلقانى
- دجال طبع، كنایه از بدنهاد وستم‏پیشه
از این دجال طبعان وارهد دور نماند كار و بار عالم این طور
وحشى بافقى
- دجال فعل، كنایه از فریبنده
نه روح‏الله بر این دیر است چون شد چنین دجال فعل این دیر مینا
خاقانى
- دجال كیش، كنایه از دروغگو وبدكردار
پى دجال كیشان برگرفته به تو نیرنگ ایشان درگرفته تو را دجال شد چون هادى راه به جز دوزخ كجا یابى وطنگاه
وحشى بافقى
- دجال عالم سوز، اشاره به‏فریب دادن دجال جهانیان را.( فراگیرشدن ظلم و ستم در عالم)
اى دریغا مهدیى، كامروز از هر گوشه‏اى یك جهان دجال عالم سوز سر بركرده‏اند
سنایى
دجال در ادبیات عرفانى نیز،گذشته از تعبیرات و معانى دینى وكلامى ، كنایه از اهل نیرنگ و حیله‏است.

  • كلام آخر درباره «دجال‏»
به نظر مى‏رسد كه خروج دجال وفتنه او در جهان و كشته شدنش به‏دست‏حضرت مهدى علیه السلام، نمودار ورمزى ازجنگ «نور» و «ظلمت‏» باشد.بیان دیگرى از مبارزه نیكى و بدى وپیروزى نهایى روشنى و خیر برتاریكى و شر كه در فرهنگ ایران به‏صورتهاى گوناگون مطرح است ودر اقوام و ملل دیگر هم سابقه دارد.در اوستا كتاب مقدس زرتشتیان هم‏از جنگ اهریمن و اهورامزدا ،گفتگوهاست و آیین‏مانویان هم براساس درگیرى دائمى نور و ظلمت‏پى‏ریزى شده است.

به هر حال، روزى كه دجال ظهوركند و جهان ، پر از ظلم و ستم باشد،حضرت مهدى صاحب‏الزمان علیه السلام‏مى‏آید و ریشه ظلم و بیداد رابرمى‏كند و طومار دجال و دجال‏صفتان را در هم مى‏پیچد و آن‏هنگامى‏است كه این آیه شریفه براى‏چندمین بار مصداق پیدا مى‏كند:
«و قل جاءالحق و زهق‏الباطل ان‏الباطل كان زهوقا» (7)

و به امتت‏بگو كه رسول حق آمد وباطل را نابود ساخت كه باطل خود لایق‏محو و نابودى ابدى است.

و آن روزى است كه وعده الهى‏تحقق پیدا كند:

«ونرید ان نمن على‏الذین‏استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم‏ائمة و نجعلهم‏الوارثین‏» (8)
و ما اراده كردیم كه بر آن طایفه ذلیل وضعیف در آن سرزمین منت گذارده و آنهارا پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملك وجاه فرعونیان گردانیم.

ماهنامه موعود شماره 4
 
پى‏نوشتها:
1. اعلام قرآن، ص 479; پرتوى آملى، مهدى،به نقل‏از ریشه‏هاى‏تاریخى‏امثال‏وحكم ، ج 1،ص 436.
2.دیوان‏خاقانى،پیراسته‏دكترمیر جلال‏الدین‏كزازى، ج 1،ص 616.
3. Antichriste
4. دابة: دابة‏الارض: 1. موریانه ، 2. جانورى عظیم‏الجثه كه در آخر الزمان پدید آید و آن نشانه نزدیكى قیامت است.
5. مجلسى ، محمدباقر، بحارالانوار، ج 13،ص 482.
6. سوره اسرا (17)، آیه 81.
7. سوره قصص (28)، آیه .5


طبقه بندی:
ارسال توسط مجهول الهویت
نظر سنجی
قالب وبلاگ چه طوره؟







صفحات جانبی
پیوند های دوستان
در خواست نویسندگی
اگر تمایل دارید کلیک کنید تا شرایط و فرم عضویت برایتان نمایان شود